عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
272
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اگر در خدمتشان فترت است عقيدهء سنتشان برجاست . اگر كار ايشان تباه است فضل تو آشكار است . خداوندا ! بفضل خود جرم ايشان بپوش ، بلطف خود كار ايشان بساز . برحمت خود ايشان را بنواز ، كه خود گفتهاى : لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ . إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً الاية - سؤال هر كس بر حسب حال او ، و مراد هر كس بر اندازهء همت او ! شتّان بين امة و امة ! چند كه فرق است ميان ياران عيسى و ياران مصطفى ! ياران عيسى چون گرسنه شدند بر عيسى اقتراح كردند ، دل عيسى به خود مشغول داشتند ، و از حظ خود با مراعات وى نپرداختند . همه آواز برآوردند كه : « هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ » . باز امت محمد ياران مصطفى ( ص ) چنان بودند با وى كه ابو بكر صديق چون تشنگى و گرسنگى بر وى زور كرد ، و در غار مار وى را درگزيد ، بر خود همى پيچيد ، و صبر همى كرد ، و با خود همى گفت . آيا اگر رسول خدا حال من بداند و رنج بشناسد كه پس دلش به من مشغول شود ، و از بهر من اندوهگن گردد ، و من رنج خود خواهم ، و اندوه دل وى نخواهم . بر گرسنگى و تشنگى صبر كنم و شغل دل وى نخواهم ، و نيفزايم . لا جرم فردا در انجمن رستاخيز و عرصهء كبرى ندا آيد كه ابو بكر صديق را دست گيريد ، و در سرا پردهء زنبورى و قدس الهى بريد ، تا لطف جمال ما ديدهء اشتياق او را اين توتيا كشد كه : « يتجلى الرحمن للناس عاما و لابى بكر خاصا » . اين دولت و رتبت او را بدان داديم كه در دنيا يك قدم بر طريق هجرت با مصطفى در موافقت غار برگرفته . عيسى از امت خويش يارى خواست ، ايشان از وى مائده خواستند . باز مصطفى ( ص ) از امت خود يارى خواست كه : « كُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ » . ياران همه تن و جان